دوره و شماره: دوره 2، شماره 2 - شماره پیاپی 5، تابستان 1405 
تعداد مقالات: 5
تحلیل سیاست‌گذاری علم و فناوری در جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

تحلیل سیاست‌گذاری علم و فناوری در جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

صفحه 7-44

https://doi.org/10.22034/syssir.2026.2105182.1035

علیرضا سمیعی اصفهانی، محمد مهدنور

چکیده سیاست‌گذاری علم و فناوری از مهم‌ترین عرصه‌های سیاست‌گذاری عمومی برای دستیابی به پیشرفت علمی، اقتصادی و اجتماعی است. در جمهوری اسلامی ایران، علم و فناوری جایگاه ویژه‌ای در اسناد بالادستی، به‌ویژه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، دارد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، چگونگی تبیین جهت‌گیری‌های سیاست‌گذاری علم و فناوری در بیانیه گام دوم انقلاب و شناسایی الزامات سیاستی ناشی از آن است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل اسنادی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه «نظام ملی نوآوری» استوار است و مؤلفه‌های این نظریه به‌عنوان چارچوب تحلیلی برای بررسی جهت‌گیری‌های علم، فناوری و نوآوری در بیانیه گام دوم و اسناد مرتبط به کار گرفته شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بیانیه گام دوم در زمینه‌هایی همچون توسعه علم و پژوهش، تقویت سرمایه انسانی، توسعه فناوری، حمایت از ظرفیت‌های نوآورانه و حرکت به سوی اقتصاد دانش‌بنیان، ظرفیت‌های مهمی برای جهت‌دهی به سیاست‌گذاری علم و فناوری فراهم می‌کند. با این حال، تحقق این ظرفیت‌ها مستلزم تقویت ارتباط میان بازیگران نظام علم و فناوری، افزایش هماهنگی نهادی، توسعه سازوکارهای انتقال و تجاری‌سازی دانش، تقویت یادگیری و تعامل میان دانشگاه، دولت و بخش تولید و ایجاد انسجام در سیاست‌گذاری علم، فناوری و نوآوری است. بر این اساس، پژوهش نتیجه می‌گیرد که تحقق جهت‌گیری‌های علمی و فناورانه بیانیه گام دوم نیازمند گذار از سیاست‌گذاری پراکنده و بخشی به سوی سیاست‌گذاری نظام‌مند، تعاملی و مبتنی بر پیوند میان بازیگران نظام ملی نوآوری است.

واکاوی دلالت های الگوی حکمرانی از منظر رهبر شهید انقلاب اسلامی مبتنی بر بیانیۀ گام دوم

واکاوی دلالت های الگوی حکمرانی از منظر رهبر شهید انقلاب اسلامی مبتنی بر بیانیۀ گام دوم

صفحه 45-66

https://doi.org/10.22034/syssir.2026.2093760.1026

وحید آرایی

چکیده بیانیۀ گام دوم انقلاب اسلامی منشوری راهبردی و سیاستی برای مسیر آیندۀ کشور و ترسیم‌کنندۀ الگوی جامع حکمرانی نظام جمهوری اسلامی ایران است. این مقاله با روش شناسی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر متن بیانیه گام دوم به واکاوی نظام‌مند این الگو می‌پردازد. پرسش اصلی آن است که مؤلفه‌ها و دلالت های الگوی حکمرانی مطلوب از منظر رهبر شهید انقلاب اسلامی با محوریت بیانیۀ گام دوم کدام است؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که حکمرانی در این نگرش، فراتر از یک مدل مدیریت دولتی، یک نظام ارزشی عملیاتی است که تلفیقی هوشمندانه از ارزش‌های متعالی اسلامی و الزامات کارآمدی عقلانی را به نمایش می‌گذارد. مؤلفه‌های هفت‌گانۀ بیانیه؛ «علم و پژوهش»، «معنویت و اخلاق»، «اقتصاد»، «عدالت و مبارزه با فساد»، «استقلال و آزادی»، «عزت ملی، روابط خارجی و مرزبندی با دشمن» و «سبک زندگی» همگی بر محور فرایندهای سه‌گانه خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی سامان یافته و یک نظام یکپارچه حکمرانی متعالی را تشکیل می‌دهند.

شناسایی الگوهای راهبردی تمدن‌ساز اسلامی در منظومه فکری رهبرشهید

شناسایی الگوهای راهبردی تمدن‌ساز اسلامی در منظومه فکری رهبرشهید

صفحه 67-83

https://doi.org/10.22034/syssir.2026.2091716.1022

طاها عشایری، امیرحسام طاهری رز

چکیده انقلاب اسلامی ایران، فراتر از یک تحول سیاسی، به‌عنوان «انقلاب تمدنی» در تاریخ معاصر جهان اسلام ظهور کرد و با احیای گفتمان سیاسی اسلام، آرمان بازگشت به عزت، استقلال و هویت تمدنی اسلامی را در صدر اهداف خود قرار داد. این پژوهش با هدف شناسایی الگوهای راهبردی تمدن‌ساز اسلامی در منظومه فکری مقام معظم رهبری، با روش تحلیل مضمون نظام‌مند در چارچوب پارادایم تفسیری-انتقادی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمامی بیانات و اسناد رسمی آیت‌الله خامنه‌ای از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۲ بوده و نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند بر اساس مفاهیم «تمدن‌سازی اسلامی»، «الگوهای راهبردی» و «گام دوم انقلاب» صورت گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اندیشه تمدنی رهبری بر هفت رکن معنویت، عقلانیت، علم، عدالت، اخلاق، استقلال و وحدت استوار است که در نظریه «تمدن نوین اسلامی» ارائه شده است. این نظریه ضمن نقد تمدن غربی، بر تقابل گفتمانی با آن تأکید دارد و پاسخی جهانی به بحران‌های معنوی، اخلاقی، عدالت‌محوری و محیط‌زیستی است. برای تحقق این ارکان، الگوهای عملیاتی اقتصاد مقاومتی، نهضت تولید علم، سبک زندگی اسلامی و مقاومت و وحدت اسلامی تبیین شده است. بیانیه «گام دوم انقلاب» نقشه‌راه گذار از نظام‌سازی به تمدن‌سازی است و جوانان را معماران اصلی این حرکت معرفی می‌کند. این اندیشه با تلفیق مبانی اصیل اسلامی و تحلیل شرایط جهانی، چارچوبی عملیاتی و پویا برای احیای تمدن اسلامی در قرن بیست‌ویکم ارائه می‌دهد و با تأکید بر خودباوری، جهاد علمی و پرهیز از دنباله‌روی از غرب، مسیری مستقل و امیدبخش برای جهان اسلام ترسیم می‌نماید

مؤلفه‌های ایران قوی در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

مؤلفه‌های ایران قوی در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

صفحه 85-101

https://doi.org/10.22034/syssir.2026.2104710.1033

سید ابوالفضل موسوی زاده، معصومه احمدی

چکیده بیانیۀ گام دوم انقلاب اسلامی از اسناد راهبردی ناظر بر افق آیندۀ انقلاب اسلامی است که مرحلۀ پیشِ‌رو را در چارچوب خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی تبیین می‌کند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین مؤلفه‌های «ایران قوی» در این بیانیه، با تأکید بر مبانی قرآنی، انجام شده است. مسئلۀ پژوهش آن است که مضامین ناظر بر توانمندی، اقتدار و پیشرفت کشور در بیانیۀ گام دوم کدام‌اند و چه پیوند مفهومی میان آن‌ها برقرار است. پژوهش حاضر توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد تحلیل مفهومی ـ موضوعی است. داده‌ها به شیوۀ کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری شده و متن بیانیۀ گام دوم، آیات قرآن کریم، تفاسیر معتبر و منابع علمی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد «ایران قوی» عنوانی تحلیلی برای سازمان‌دهی مضامین بیانیه است، نه عنوانی رسمی در ساختار آن. مؤلفه‌های استخراج‌شده شامل علم و پژوهش، اقتصاد مولد، عدالت و مبارزه با فساد، معنویت و اخلاق، هویت دینی، استقلال، آزادی، عزت ملی، نقش‌آفرینی جوانان و افق تمدن نوین اسلامی است. در این منظومه، معنویت، اخلاق و هویت دینی نقش جهت‌دهنده؛ علم و اقتصاد نقش توانمندساز؛ عدالت، مبارزه با فساد و سازوکارهای اجتماعی نقش تنظیم‌کننده؛ و جوانان نقش پیشران و آینده‌ساز دارند. مبانی قرآنی نیز پیوند علم با بصیرت، اقتصاد با آبادانی و عدالت، عدالت با اقامۀ قسط، معنویت با تزکیه، استقلال با نفی سلطه و عزت، و تحول اجتماعی با خودسازی و مسئولیت‌پذیری را تأیید می‌کند. بر این اساس، ایران قوی منظومه‌ای از ظرفیت‌های مادی و معنوی است که هماهنگی آن‌ها می‌تواند زمینۀ پیشرفت را فراهم آورد.

حکمرانی دیجیتال و گذار به توسعه پایدار: تحلیلی جامعه‌شناختی از عاملیت انسانی و ساختارهای فناورانه حکمرانی

حکمرانی دیجیتال و گذار به توسعه پایدار: تحلیلی جامعه‌شناختی از عاملیت انسانی و ساختارهای فناورانه حکمرانی

https://doi.org/10.22034/syssir.2026.2093936.1027

مهدی صالحی، وحید صالحی

چکیده در عصر کنونی، حکمرانی دیجیتال به‌عنوان یک نیروی پیشران در مدیریت عمومی، فراتر از تغییرات فنی، در حال بازتعریف مناسبات قدرت و ساختارهای اجتماعی است. این مقاله با بهره‌گیری از رویکردی جامعه‌شناختی، به بررسی پیوند میان ابزارهای حکمرانی دیجیتال و شاخص‌های توسعه پایدار می‌پردازد. پرسش بنیادین پژوهش این است که چگونه فناوری‌های دیجیتال می‌توانند ضمن حفظ عدالت اجتماعی و پایداری محیط‌زیستی، به ارتقای ظرفیت‌های کنشگری شهروندان کمک کنند. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که حکمرانی دیجیتال، در صورت استقرار بر مبنای «شفافیت نهادی» و «مشارکت مدنی»، می‌تواند با کاهش نابرابری‌های دسترسی و بهینه‌سازی مصرف منابع، کاتالیزوری برای توسعه پایدار باشد. با این حال، تحلیل‌های ساختارگرایانه هشدار می‌دهند که بدون بازنگری در «قرارداد اجتماعی دیجیتال»، این سیستم‌ها ممکن است به ابزاری برای تکنوکراسی الگوریتمی و بازتولید نابرابری‌های موجود (شکاف دیجیتال) تبدیل شوند. در نهایت، این مقاله استدلال می‌کند که تحقق توسعه پایدار در جامعه شبکه‌ای، نیازمند گذار از «حکمرانیِ نظارتی» به «حکمرانیِ توانمندساز» است که در آن، کرامت انسانی، حریم خصوصی و مشارکت دموکراتیک، ارکان اصلی توسعه محسوب می‌شوند.